ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
153
تاريخ گيلان ( فارسى )
به گوراب گسكر آورده ، به دار اعتبار آويختند . ارباب فتنه و فتور و اصحاب شر و شور ، از اين حركت كثير الوحشت ، شكسته و جان خسته شده ، اسير سلسلهء پيچوتاب گرديدند . مع هذا فرهاد خان با لشكر فراوان ، مدت سه ماه در تنيان ، به خانه ملا سالار توقف نموده ، اليان بيك - برادر امير گونه خان - با سه هزار تفنگچى اصفهانى و لشكريان فرهاد خان و تفنگچيان رستمدارى و ملازمان حسين خان ، جنگلهاى تنيان و ماكلوان و كوههاى تتق رود ماسوله و ماسال را در ميان داشتند و هرروز به اطراف ولايات مذكوره تاخت مىبردند . به هيچ وجهى از على خان و پسران اميرهء گسكر اثرى ظاهر نمىشد . و الآخر فرهاد خان از عدم وصول بر مطلب ، مضطرب حال گشته ، شروع در مشاورت و كنگاش نمودند و رأى معامله فهمان و پيش - بينان و عاقبتانديشان گيلان بر آن قرار گرفت كه بو سعيد مير - برادر شاه ملك - را كه حسب الحكم اعلى به قلعهء قهقههء اردبيل محبوس است ، مىبايد آورد كه در جنگلهاى فومن ، هرجا جائى سختى و پس سنگى باشد ، او مىداند . فرهاد خان بنابر مصلحت وقت و صلاح دولت ، اين مضمون را محضر كرده و به مهر اكابر و اعيان گيلانات رسانيده ، به درگاه عالمپناه عرضه - داشت نمود . شاه عباس رأى فرهاد خان و مصلحت ديد عظماى گيلان را پسنديده ، حكم جهان مطاع شرف انفاذ يافت كه ذو الفقار خان - حاكم اردبيل - بو سعيد ميرزا از قلعه بيرون آورده و همراه خود به فومن ، نزد فرزندى فرهاد خان برده ، على خان و ساير مخالفان را بدست آورده ، موافق صلاح دولت عمل نمايند .